مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

425

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

بدن به اغذيه و اشربه و فواكه ؛ و برودت آلات منى مىباشد . علامتش دشوارى بيرون آمدن منى و باقى « 1 » علامات برودت . علاجش تسخين به معاجين مثل مادّة الحياة ؛ و از چيزهاى گرم و حرارت آن مىباشد . علامتش غلظت منى و سهولت بيرون آمدن و احساس به حرارت و سوزش در آن وقت و انتفاع به مبرّدات . علاجش تبريد « 2 » به مثل شيرهء خرفه و شير و دوغ گاو ؛ و از رطوبت آن مىباشد . علامتش رقّت منى و ضرر يافتن از ترى . علاجش معاجين كه دفع رطوبت كند ؛ و از ترك مجامعت و فراموشى نفس « 3 » آن را و قلّت اهتمام به توليد منى مىباشد . علاجش استعمال اغذيه و ادويهء باهيه و نظر كردن به تسافد « 4 » حيوانات و استماع احاديث و حكايات در اين باب « 5 » ؛ و از مجامعت « 6 » فكرى و تصوّرى مىباشد ، مثل زهد و تعشّف يا تنفرى « 7 » از آن امر به وجهى يا توهّم آنكه نباشد كه در آن وقت ضعفى طارى شود يا آنكه كسى او را به سحر كرده و بسته . علاجش رفع و دفع اين افكار و تصوّرات باشد ؛ و از ضعف دل يا دماغ يا معده يا گرده يا جگر مىباشد . به علامات ضعف آن معلوم كنند و به تقويت اشتغال « 8 » نمايند ؛ و استرخاى آلت از ضعف بدن مىباشد . علامت و علاجش مذكور شد ؛ و از ترك مجامعت مىباشد . پس در عضو ضمور « 9 » پيدا شود . علاجش پيوسته ماليدن و در شير و آب گرم نهادن ؛ و از قلّت نفخ در اسافل بدن مىباشد . علاجش تناول چيزهاى « 10 » نفّاخ مثل باقلى و انجير و آب نخود ؛ و از سردى اعصاب قضيب مىباشد . علامتش بسيارى و رقّت منى و سهولت خروج آن بىانتشار و ضعف حسّ و حركت و به ضمور و لاغرى روى آوردن آلت . علاجش « 11 » اگر مزمن نشده باشد ، معالجهء فالج كنند و تقويت دل و شادى و بويهاى خوش را در تقويت

--> ( 1 ) . س : - منى و باقى . ( 2 ) . س : تبديل . ( 3 ) . س : + و . ( 4 ) . ف : بسافد . ( 5 ) . س : در اين باب . ( 6 ) . س ، ش ، ف : - مجامعت . ( 7 ) . ف : به قوت . ( 8 ) . س : اشتعفا . ( 9 ) . ضمور : لاغرى است . ( 10 ) . ل : علامتش چيزهاى . ( 11 ) . ف : - ش .